تبليغاتX
دوستت دارم


دوستت دارم

عاشقی

آنان که به تو می گویند خدا ترس باش در حقیقت خدا را نشناختند

دوست من در ترس هیچگونه عشقی وجود ندارد

اگر می خواهی عاشق خدا شوی از خدا هم نترس...

آنچه هستی هدیه ایست از سوی خداوند به تو و آنچه می شوی هدیه ی توست به خداوند

پس بی نظیر شو..

در این متروکه ی دنیا که یاری نیست نشانی از کسی یا از دیاری نیست به عشقی جز خداوند

اعتباری نیست..

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 17:36 توسط مریم| |

 تو بارانی و من باران پرستم

تودریایی و من امواج تو هستم

اگر روزی بپرسی باز گویم

تو من هستی ومن نقش تو هستم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 17:13 توسط مریم| |

نه مرادم نه مریدم نه پیامم نه کلامم نه سلامم نه علیکم نه سپیدم نه سیاهم نه چنانم که تو گویی نه

چنینم که تو خوانی نه آنگونه که گفتندو شنیدی نه سمائم نه زمینم نه به زنجیر کسی بسته و برده ی

دینم نه سرابم نه برای دل تنهایی تو جام شرابم نه گرفتارو اسیرم نه حقیرم نه فرستاده ی پیرم نه به هر

خانقه و مسجد ومیخانه فقیرم نه جهنم نه بهشتم چنین است سرشتم این سخن را من از امروز نگفتم

نه نوشتم بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم....

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 15:48 توسط مریم| |

عزیز راه دورم..بی تو چه سوت وکورم بی تو به مفت می ارزم به دنیا زیر قرضم

قربونت برم الهی شاپرک سپیدم روزنه ی امیدم خورشید دل طلایی قصیده ی رهایی

حالا که حرف دل وراه دلامون یکی شد آسمون پر ستاره ی شبامون یکی شد هرچی که دارم مال تو..

باقی عمرم مال تو شعرای عاشقونم اگه نمردم مال تو...مالو منالی ندارم اما ستاره هارو هرچی شمردم

 مال تو..توی قمار زندگی هرچی که باختی پای من هرچی که بردم مال تو..                                        

 قربونت برم الهی عزیز راه دورم حالا که ما روزو روزگارمون یکی شد شبهای مهتابی و شبهای تارمون

 یکی شد روزگار شبهای تارش مال من شبهای مهتابی و صبح و سپیدش مال تو  

 روزگار سردی ویاسش مال من همه ی سرفرازی و عشق و امیدش مال تو... حالا که عطر نفس هاتو برام

 ارزونی کردی با من نامهربون این همه مهربونی کردی..زندگی صدای چلچله های سبزه زاراش مال تو

 غرش و پنجه ی ببرهای درندش مال من ...عزیز راه دورم بی تو چه سوت

 وکورم....

                              تقدیم به داداش خوبم احسان                                       

نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 1:6 توسط مریم| |

برایت بارها باید بگویم که در رگهای من جاری شدی چون خون.که از من ساختی بار دیگر مجنون..  

از شکوه عشق خانمان سوز برایت بارها باید قسم ها یاد کرد برایت بارها باید سر سجده فرود آورد..

ز دست تو به تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد..به دنبال تو تا خورشید باید رفت..

نمی دانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت جای می گیرم ویا در زیر پاهای تو بی رحمانه می میرم..

نمی دانم که بعد از سال های سخت و دشوار که بعد از روزهای گرم و شیرین زمان مردنم آیا درآغوش تو جانم را خدا می گیرد ویا این آرزو در دل می میرد...شاید...

نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 0:35 توسط مریم| |

چه زیباست بخاطر تو زیستن



وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن


و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن


برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن


ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است


بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست


ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست

و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد


نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 14:1 توسط مریم| |

به نام کسی که یادش در بهار من ، نامش در اندیشه من ، عشقش در قلب من ، کلامش در دفتر من ، دیدارش آرزوی من است

کاش ميشد عشق را تفسير کرد

خوابه چشمان تو را تعبير کرد

کاش ميشد همچون گلها ساده بود

سادگی را با تو عالمگير کرد

کاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير کرد

کاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد



نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 13:57 توسط مریم| |

گر جای من غیر را بنشاند دوست حاکم اوست....

حرامم باد گرجان به جای دوست بنشانم..حرامم باد....

نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 22:20 توسط مریم| |

شاخه گل زیبای من

پرپر نمی شوی هیچگاه در قلب من

به دوستی پاکمان قسم

تنها تو می مانی تا ابد در دل من


نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 21:52 توسط مریم| |

تحمل کردن زیباست اگر قرار باشد روزی به تو برسم.

انتظار اسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم.

زندگی شیرین است اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم.

مشکلات حل می شود اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم.

اشکها همه به لبخند تبدیل می شود اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم.

ولبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببینم خیال رفتن داری.

اما بدان . . .

دوستت دارم

نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 21:46 توسط مریم| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

 فال حافظ - تبادل لینک - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ